مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
701
طب اكبرى ( فارسى )
علامت امراض آليه كه در جگر افتد در جايگاه خود مذكور است . كذلك آنچه به مشاركت واقع شود ، تقدم آفت در آن عضو و وجود فساد در آن ، شاهد وى است ؛ مثلا آنچه به مشاركت سينه و آلات تنفس باشد ، سرفهء خشك و سوء تنفس پيدا بود . و آنچه به مشاركت مراره يا سپرز باشد ، يرقان زرد يا سياه پديد آيد . و آنچه به مشاركت رحم باشد ، احتباس حيض يا ادرار آن به افراط گواهى دهد . و ضعف معده و ضعف كليه در امكنهء خويش به تفصيل مذكور است . علاج : آنچه از سوء مزاج باشد جميع اقسام ساذج و مادى مذكور شد در فصلش تطبيق وى به عمل آرند . و آنچه از سدّه يا امراض آليه يا ورم يا شق باشد ، هر واحد از اين به فصول علىحده گفته آيد ان شاء اللّه تعالى . و آنچه از مشاركت عضوى باشد ، نخستين تدبير آن عضو كنند بدانچه مخصوص به وى است و مراعات جگر نيز لازم دانند . و از آنكه ضعف جگر در اكثر از سردى و رطوبت مىافتد ، اهتمام كردهاند كه علاج ضعف جگر به چيزهاى گرم كه خوشبو و قابض باشد چون دارچينى و فقاع اذخر و مرّ و زعفران و امثال آن بايد كرد اكلا و طلاء . و حبّ الرمان همراه مويز با دانه كوفته و به دارچينى و امثال آن خوشبو ساخته تناول كردن مفيد است . [ 993 ] فايده : « جالينوس » كسى را مكبود مىگويد كه در افعال جگر او ضعف پديد آيد به واسطه ورم يا شق يا دبيله . [ 994 ] اكنون بيان كنم هر آنچه به ضعف هر قوت مخصوص است : بدانكه قوت هاضمه را ترياق اربعه و سنجرنيا خوردن و صبر و گلنار و پوست انار و لادن و مورد كوفته و بيخته و به گلاب آميخته بر جگر طلا نمودن ، قوت دهد . و قوت جاذبهء جگر را افسنتين و مصطكى و گل سرخ به آب مورد سرشته ضماد كردن قوت دهد . و در اينجا ادويهء قابضه نتوان داد مگر جهت قوت جگر . و بههيچوجه غافل از تفتيح سدّه نبايد بود . و گوشت كبك و مرغ و تيهو به آب غوره غذا بايد نمود . و قوت ماسكهء جگر را جوارش خوزى به رب به قوت دهد . و ادويهء قابض مطيّب مفيد است . و غوره و زيره به آب سيب ضماد كردن سودمند . و دافعه را مآء الجبن و سكنجبين و هليلهء پرورده قوت دهد . و در اينجا ، فصد اسليم مفيد است . و گوشت سبك و صفرة البيض نيم برشت خوردن و دارچينى و فلفل و زنجبيل در طعام كردن ، سودمند .